سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
23
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
در گردش [ است ] و سرباز چاتمهزده مواظب و مراقب شدند . دولت افواج و رؤسا را احضار نمود كه كداميك جانفشان هستيد . فوج سوادكوه و دستهء قزاق استعفا داده و صمصام السلطنه رئيس فوج سوادكوه توسرى خورد . برعكس فوج قزوين و فراهان كه رئيس و ميرپنجهء فوج فراهان ميرزا احمد خان نوهء قايممقام است گفته بود يك صد تومانى مىدهم كه اوامر دولتى را به انجام برسانم و اقدام در جانفشانى خواهيم نمود . نظر به اين اقدام داوطلبى ، مأمور در سر چهارسوق و دور مسجد جامع شدند . روز بيستم جماعتى از طلبه و پيشنماز و كسبه اجتماع نموده و پيراهن و عمامهء خونآلود سيد مقتول را برداشته بهعنوان سينهزنى از مسجد بيرون آمده ، بدون آنكه يك چوب با اين اجتماع باشد بيغرضانه « 1 » از در مسجد بيرون آمده ، طرف چهارسو سينهزنان رفتند . ميرپنج مذكور جلو آمده و حكم به شليك تفنگ داده سرباز و پسرش مشغول به تفنگ انداختن در جمعيت شدند . [ 24 ] جمعيت كه صداى تفنگ را شنيده فرار نمودند و در مسجد ريختند و كسى را كه همراه خود از مقتولين آوردند . . . « 2 » پيشنماز ؛ . . . « 3 » بود و يك نفر هم زخمى . ولى قرب دو ساعت سرباز شليك مىكرد . از قرار معلوم و معين از آن اجماع هفتاد نفر افتاده بودند و بعد از آنكه مردم در مسجد آمده سرباز باز هم شليك مىكرد كه كسى بيرون نيايد و از كشتهها مخبر نگردد . تمام كشتهها و زخميها را در مجلس سر چهارسو برده روى هم ريختند و شب با گارى حمل نمودند . درين صورت باز هم آقايان از جاى خود حركت نكرده و حكمى هم ندادند . عصر كه شد آقا سيد عبد اللّه مجتهد بالاى منبر رفته و مردم را با قرآن قسم داده كه هركس به خانهء خود برود و با ما كارى نداشته باشد . تا شب و فرداى آن روز تمام مردم كه در مسجد راه عبور نبود ، همه رفتند . على ماند و حوضش . غير از آقايان محترم و خدمه و بعضى از طلابها كسى نماند .
--> ( 1 ) . اصل : بيقرضانه . ( 2 ) . جاى اسمها سفيد مانده است . ( 3 ) . جاى اسمها سفيد مانده است .